کوچه امید
رهپویان جاده های امید و انتظار
از تورات : هر که سکوت اختیار کند ، نجات یابد از انجیل : هر که قناعت کند ، سیر شود از زبور : هر که تمایلات را رها کند ، از آفتها سالم ماند حقیقت ساده لوح پذیرفت و گول خورد. آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتی رسیدند لب دریا حقیقت لباسهایش را در آورد. دروغ حیله گر لباسهای او را پوشید، از آن روز حقیقت همیشه عریان و زشت است . اما ، دروغ در لباس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود. عشق مثل خون مي مونه اگه تو زندگي جريان داشته باشه به همه چيز معنا مي بخشه اينقدر كه به فكر سلامتي جسمتون هستين به سلامتي روحتون اهميت ميدين؟ تا حالا شده احساس كنين روحتون به ويتامين احتياج داره؟ براي بدست اوردن سلامتي روحتون به كي مراجعه مي كنيد ؟ خدا، يا خودتون ؟؟؟ خدا دواي روح ما رو خيـــــــــــــــــــلي خوب مي دونه از همون ابتداي زندگي انواع ويتامين عشق ˛ محبت ˛ دوستي ˛ صلح ˛ صداقت˛ بخشش ˛شادي ، همدلی و ... و براي ما تجويز كرده و در وجودمون قرار داده و اين ما هستيم كه گاهي فراموش مي كنيم اين موارد رو تقويت كنيم در نتيجه كم كم از بين مي رن و روحمون رو خسته و مريض مي كنن!!! همه چيز بستگي به خودمون داره ... اول اينكه ما بايد قطره قطره عشق رو به روحمون تزريق كنيم تا متعادل بشه و سپس با انواع ويتامين هاي محبت و عشق و دوستي براي بهتر شدن حالمون قدم برداريم. مصرف چنين ويتامين هاي با ارزشي حداقل 3 فايده داره :1. ساعت خاصي لازم نداره 2. هيچ عوارضي نداره 3. کوچیک و بزرگسال هم نمي شناسه. شما بدنتون به چه ويتاميني احتياج داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ صبح به یاد تو بیدار شدم نماز خواندم بعد از نماز هم خواندم: دیدم صدایی از دل گفت:تو خواب نیستی! گفت: آمده ام فقط جواب گریه های تو را بدهم. گفت گریه کن اما نه به خاطر من بلکه به خاطر زندگی بدی که تو این دنیا داری. اگه مردم به من غریب رحم کنند من هم به یاد شما هستم . ولی آقا جون قربون غریبیت برم که هیچ غریبی مثل تو نبوده و نیست. عزیز دلم اگه یکی از من بپرسه از حسین غریب تر کیه ؟ می گم مهدی زهراست دلیل هم دارم ، حسین سید الشهداست درست، به مظلومیت شهیدش کردند ، درست اما امام حسین یه ابوالفضل داشت، عباس تو کیه مهدی جان؟ امام حسین یه علی اکبر داشت، علی اکبر عزیز زهرا کیه؟ امام حسین قاسم ، جعفر و عون داشت، یا حجت بن الحسن تو کی رو داری؟ حق داری دلت به ما خوش نباشه چون من و دوستانم برات جای ابوالفضل نیستیم. یه دفعه به خودم آمدم دیدم جانمازم به کلی خیس شده. گفتم ببین آقا اگر چه بد هستم اما این گریه چشمانم همیشه به خاطر عشق به توست.این گریه هایم را بی جواب نذار. گفت:گریه کن که روزی برمی گردم ! گریه تو حق است گریه کن که جواب گریه هایت را می دهم. گفتم :آقا بگو دقیقا کی می آیی؟ گفت:همان که خودت درباره من گفتی همان ۳۱۳ قدم تا ظهور مهدی. گفتم :آقا کاش این ۳۱۳ قدم به ۳۱۳ روز یا سال نکشد.اگر به سال بکشد من که نمی رسم پس یه بار به خوابم بیا تا روی زیباتو ببینم و بعد بروم. گفتم:آقا این قدمهای مبارکت را زودتر بردار تا این فاصله بین من و تو تمام شود. مُردم از بس که به خاطر دوری تو بغض کردم و در خود ریختم و گریه کردم. بیا مهدی جان بیا بیا که چشمانم دیگه کور شده به خاطر گریه هایم به خاطر گریه های من گناهکار برگرد.... در دعای ندبه منه گناهکار رو هم فراموش نکنید. ای خوش آن چشمی که امشب با امام عصر خود خون دل جاری به رخ در مرگ آن مولا کند السلام علیک یا امام حسن عسگری (ع) مولای من سالروز شهادت پدر مظلومت را به پیشگاه مقدست تسلیت میگویم و همچنین به دوستداران آن حضرت هم تسلیت باد دو روز مانده به پایان جهان
تازه فهمید كه هیچ زندگی نكرده است تقویمش پر شده بود و تنها دو روز
تنها دو روز خط نخورده باقی بود .
پریشان شد و آشفته و عصبانی
نزد خدا رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد .
داد زد و بد وبیراه گفت ،خدا سكوت كرد
جیغ كشید و جار و جنجال راه انداخت
خدا سكوت كرد
آسمان و زمین را به هم ریخت
خدا سكوت كرد
به پر و پای فرشته ها و انسان پیچید
خدا سكوت كرد
كفر گفت و سجاده دور انداخت
خدا سكوت كرد
دلش گرفت و گریست و به سجاده افتاد
خدا سكوتش را شكست و گفت : عزیزم
اما یك روز دیگر هم رفت
تمام روز را به بد و بیراه و جار و جنجال از دست دادی
تنها یك روز دیگر باقی است
بیا و لااقل این یك روز را زندگی كن
لا به لای هق هقش گفت : اما با یك روز ؟
با یك روز چه كار می توان كرد ؟
خدا گفت : آن كس كه لذت یك روز زیستن را تجربه كند ، گویی كه هزار سال زیسته است
و آنكه امروزش را در نمی یابد ، هزار سال هم به كارش نمی آید
و آنگاه سهم یك روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت
حالا برو و زندگی كن
او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در گوی دستانش می درخشید
اما می ترسید حركت كند ، می ترسید راه برود ، می ترسید زندگی از لای انگشتانش بریزد
قدری ایستاد
بعد با خودش گفت : وقتی فردایی ندارم ، نگه داشتن این یك روز چه فایده ایی دارد
بگذار این مشت زندگی را مصرف كنم
آن وقت شروع به دویدن كرد
زندگی را به سر و رویش پاشید
زندگی را نوشید و زندگی را بویید
و چنان به وجد آمد
كه دید می تواند تا ته دنیا بدود
می تواند بال بزند
می تواند
او درآن یك روز آسمان خراشی بنا نكرد ، زمینی را مالك نشد ، مقامی را به دست نیاورد
اما
اما درهمان یك روز دست بر پوست درخت كشید ، روی چمن خوابید
كفش دوزكی را تماشا كرد ، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید
و به آنها كه او را نمی شناختند سلام كرد
و برای آنها كه او را دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد
او در همان یك روز آشتی كرد و خندید و سبك شد
لذت برد و سرشار شد و بخشید و عاشق شد و عبور كرد و تمام شد
او در همان یك روز زندگی كرد
اما فرشته ها در تقویم خدا نوشتند
امروز او در گذشت ، كسی كه هزار سال زیسته بود این هم دوستان امیر محمد بعد از دو ماه صدای ذاکرانت گرفته است ولی دل شکسته من تازه دم گرفته . دو ماه در مطبت از درد عشق گفتم و مرهمی شدی برای دل بیمارم . روضه تو درمانی بود برای اشک دلم شبهایی بود که در کوچه پس کوچه های ناامیدی دنبال هیئت و پرچمت رو می گرفتم ترسم از رفتن محرمت نیست ترسم از چشمانم هست که می ترسم خشک بشه و ... از مادرت زهرا بپرس که غلامی و نوکریم را قبول داری؟ مولای من به خدا دلتنگ می شم از دوری محرمت ای روضه خوان همیشه بخوان از اشک و ماتم ولی تو را به جان زینبت شعر وداع نه . ای دل ! یادت باشد که تو مدیون حسینی هرچه داری از اربابت حسین داری. سفره 2 ماه عزا بسته میشه امشب خدا تورات و انجیل و زبور و قرآن را خواندم و از هر یک کلمه ای انتخاب کردم....
وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم
وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم
و تو، آدم سفید
وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی
وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای
وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی
و وقتی می میری، خاکستری ای
و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟
اللهم عجل لولیک الفرج![]()



















محرم و صفر رفت ای دل تو چه می کنی هیچ! دلم دوباره پر از غم و اندوه شد.
اما بازه تا قیامت سفره های گریه ما
خدانگهدار سیاهیای ماه ماتم
خدانگهدار ماه صفر ماه محرم
ای محرم!
اگر در سال بعد زنده نبودم یادی هم از این دل ویرانم کن و
سلام مارا به ارباب برسان...
| Design By : Pichak |


